سيد حسن آصف آگاه

134

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

سراسر جهان است . پس اين دو فصل يكسره از افزوده‌هاى بعدى است » . 4 قديمىترين نسخه‌هاى جاماسپ‌نامه به روايت پارسى از اوائل سدهء نهم ( ه ق ) است . پرسش‌هايى كه وى پاسخ گفته دربارهء آفرينش ، تاريخ فرمانروايان از كيومرث 5 تا لهراسب ، 6 مردم شش كشور ديگر جهان ، دربارهء البرز و كنگ‌دژ ، ورجمكرد و ايرانويج ، هندوستان و چينيان ، تركان و تازيان و بربرها ، نژادهاى دگرگشتهء آدمى ، دريازيان و جز اينها ؛ و اين‌كه چرا انسان خلق شد تا به دوزخ رود ، آيا مردم مازندران و تركستان آدم‌اند يا ديو ، كارهاى نيك شاهان و دل‌مشغولىهاى ويشتاسپ ؛ سپس شاهان آيندهء ايران ، خروج پشوتن و ظهور اوشيدر موعود ، مسائل معادشناسى و روز رستاخيز ، تازش عرب‌ها و بالاخره سرنوشت آيندهء دين و مردم . تاواديا دربارهء يادگار جاماسپى مىنويسد : « پرسش‌ها تنها به بخش تاريخى ايران محدود نمىشود ، بلكه موضوعات مربوط به تاريخ افسانه‌اى و افسانه‌ها و هم‌چنين جهان‌شناسى و جهان ديگر را در بر مىگيرد . كوتاه سخن آن‌كه يك تاريخ جهانى ( همگانى ) را به معناى ايرانى آن مجسم مىكنند ، و كتاب از اين نظر قابل استفاده است . نام‌ها و تاريخ سال‌هاى ساسانيان ( فصل 15 ) بىشك بر بنياد يك روايت خاصى است و آگاهىهايى كه دربارهء فرمانروايى عربان است و 382 سال و 9 ماه و 7 روز و 4 ساعت طول كشيده است ( 15 / 28 ) ، به نظر مىرسد كه محاسبه‌اى برپايهء ستاره‌شناسى از يك رويداد تاريخى است . 7 . اين كتاب هم با نام جاماسپى جذابيت مردم‌پسندانه‌اى به دست آورد و سبب شد كه با افزوده‌هاى خيال‌پردازانه‌اى ، به حسب روح زمان ، رفته‌رفته انباشته و پرحجم شود ، تا جايى كه نسخهء گجراتى آن اندك شباهتى با اصل دارد » . 8 و اينك توضيحاتى دربارهء جاماسب‌نامه و يادگار جاماسبى به نقل از تاريخ ادبيات ايران ، مرحوم استاد احمد تفضلى 9 عينا نقل مىگردد : جاماسب‌نامه « جاماسب‌نامه كه بخشى از متن پهلوى آن در دست است به سه فصل تقسيم شده است ، در فصل اول گشتاسب از جاماسب مىپرسد كه دين زردشتى تا چند سال رواج دارد و پس از آن‌چه دوره و زمانه‌اى فراخواهد رسيد . جاماسب در پاسخ به شرح حوادثى كه در پايان هزارهء زردشت رخ مىدهد ، مىپردازد و از انحطاط اخلاقى مردمان و انحراف آنان از دين سخن مىگويد كه بر اثر آن به بدبختىهاى گوناگون مانند گرما و سرماى سخت و قحطى و زلزله و جنگ و سلطهء فرومايگان و بيگانگان دچار مىشوند ( بندهاى 1 تا 26 ) . سپس به شرح